تبریک

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه الله

حلول ماه شوال و عید سعید فطر بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد. مدیریت دو وبلاگ آموزش قواعد عربی و ربانیت
حمزه خان بیگی
آدرس وبلاگها:
آموزش قواعد عربی : www.shkur.blogfa.com
وبلاگ قرآنی ربانیت :www.rbani.blogfa.com

عید سعید فطر

قبل از رسیدن رمضان همه در این اندیشه بودند که امسال رمضان شاید سخت بگذرد، اما اکنون که می نگریم از رمضان چیزی باقی نمانده و چه زود گذشت. این ماه پر خیر و برکت و ماه قرآن و نزول رحمت‏های بی پایان الهی چقدر زود گذشت.
شاید مشغولیت‏ها و برنامه های دیگر زندگی به ما اجازه ندادند تا وجود این مهمان عزیز را زیاد احساس کنیم و لحظه ای خوشی را در یاد الله بسر ببریم و به همین علت زود گذشت و ما بی خبر و بی بهره و غافل ماندیم.
در گذشته های نه چندان دور قدر این مهمان خدایی را مردم بیشتر می دانستند و آمدنش را فرج و گشایش و خیر و برکت دنیا و آخرت می شمردند، لحظه لحظه اش را ارج می نهادند و به سوی ذکر و دعا و تلاوت قرآن و صدقات و خیرات می شتافتند.
در گذشته با آمدن رمضان روح معنویت و خداطلبی درهمه مردم دمیده می شد و همه در شور و اشتیاق فرا رسیدن این ماه میمون و مبارک تحول و انقلابی معنوی در درون خود احساس کرده، برنامه های زندگی را به سوی اعمال و عبادات متمرکز می کردند. آمدنش را به فال نیک می گرفتند، خواسته های نفسانی و خواهشات را مهار و کنترل می کردند.
در گذشته ماه رمضان در نزد همه مردم از احترام خاصی برخوردار بود. همه مردم روزه می گرفتند، نه تنها از خوردن و نوشیدن بلکه از غیبت و تهمت و کارهای ناجایز و ناروا نیز روزه بودند و مرتکب چنین اعمال ناجایزی نمی شدند تا مبادا به روزۀ شان آسیبی برسد. اگر کسی عذری داشت و  نمی توانست روزه بگیرد در منظر عام و پیش مردم چیزی نمی خورد و به پاس احترام ماه روزه چنین می کرد.
شب‏ها را با نماز و گریه و تلاوت و مناجات یا حداقل با خواب و به دور از هر گونه مشغولیت غافل کننده ای سپری می کردند و کودکان نیز سعی‏شان بر این بود که همراه خانواده روزه بگیرند و از این عملکردشان احساس لذت می کردند. زنها نیز در این ماه از غیبت کردن و نشستن در مجالس بیهوده پرهیز می کردند و بیشتر با خود و عبادت خود مشغول بودند.
این چنین بود که رمضان در گذشته دیرپاتر و محسوس تر بود و مردم از عطر دل آویز معنویت در این ماه بهره افزون تری می بردند و قلب و جانشان را از زنگاه گناه و معصیت صیقل می دادند و بدین گونه عیدشان عید واقعی و شادمانی شان به مراتب بیشتر و بهتر و ماندگارتر بود.
اما امروزه آن گونه نیست و رمضان در کشاکش مصروفیت‏ها و دل‏مشغولی‏های دنیوی چون برق می گذرد و اندک اند انسان‏های خداجویی که بتوانند از آن به نحو احسن بهره ببرند.
امروزه با تاسف فراوان بسیاری از مردم با بهانه ها و عذرهای واقعی و غیرواقعی از روزه گرفتن امتناع می کنند و از خیر و معنویت این ماه خدایی محروم می مانند و زجرآورتر این که از خوردن و نوشیدن در نزد همگان امتناع نمی کنند.
امروزه در بسیاری از منازل مسلمانان از رمضان خبری نیست و بر اثر غفلت و راحت طلبی روزه نمی گیرند، در حالی که روزه درمان بسیاری از دردهای بی درمان و بیماری های لاعلاج است و سیستم ایمنی بدن برای یازده ماه دیگر با روزه رمضان تنظیم می گردد.
امروزه با ورود تلویزیون و ماهواره و کامپوتر در منازل شب‏های رمضان که باید با ذکر و عبادت و تلاوت سپری می شدند با تماشای فیلم‏های مسخره و بی محتوا و سریال‏ها می گذرند و وقتی برای عبادت و اطاعت باقی نمی ماند، زیرا حجم برنامه های تلویزیون و ماهواره در شب‏های رمضان افزون‏تر گشته بسیاری از اوقات گرانب‏های مسلمانان در تماشای این برنامه ها از بین می رود و کسی متوجه هم نیست.
امروزه در شب‏های مبارک و پر فیض رمضان بسیاری از جوانان در استادیوم‏های ورزشی به سر برده یا به بازی و ورزش مشغول اند یا تماشاگر هستند و بدین گونه در جامهای رمضان از خیرات و برکات رمضان محروم خواهند شد.
امروزه در رمضان در مجالس مختلف بازار غیبت کردن و ایراد گرفتن و ... باز است و مانند گذشته نیست که مردم به پاس احترام رمضان اصول شرعی را بسیار رعایت می کردند، بلکه امروزه برای بسیاری از مردم این ماه با ماههای دیگر هیچ فرقی ندارد و در این ماه مبارک نیز هیچ گونه تغییر و تحولی در آنها مشاهده نمی گردد.
شاید به خاطر همین ناقدری‏ها و ناسپاسی‏ها است که امروزه رمضان زود می گذرد و بسیاری از مردم نمی توانند از آن به خوبی بهره ببرند.
باید متوجه باشیم که رمضان مهمانی بسیار عزیز است، باید آن را با طاعات و عبادات و دوری از غفلت و گناه گرامی بداریم.
رمضاه، ماه رحمت است و باید عملکردی داشته باشیم که این رحمت ما را فرا گیرد و از آن محروم نباشیم.
رمضان ماه مغفرت است و باید با زحمت و تلاش و دعا و راز و نیاز از خداوند عزوجل مغفرت بخواهیم و گردن را از آتش جهنم رها گردانیم.

و اکنون صدای پای عید به گوش می رسد و ما به نماز می ایستم و  تکبیر می زنم بر دنیا و هر آنچه مرا از نوازش نسیم رحمتت دور می سازد. می خواهم حسن ختام میهمانی ات، ابتدای آشنایی تازه ام با تو باشد.

اکنون به مدد عبورم از باغ صیام، عطر گل های تازه عبودیّت را آن چنان در سر دارم که بیدارتر از همیشه، می بینمت. چه شیرین است طعم میوه های آسمانی تو، آن هنگام که دست بر قنوت نماز عید بر می داریم و تو را زمزمه می کنیم:

 «اَنْ تُدْخِلَنه فی کُلِّ خَیر...»

دارد به خنده چشم جهان باز می شود     یعنی که عید فطر تو آغاز می شود

http://www.islahweb.org/sites/default/files/images/2012/islahweb-6764-1345015456.jpg

 

« ربّ اشرَح لی صدری و یسِّر لی أمری واحلُل عقدة من لسانی یفقَهوا قولي »

ربّ : منادای مضاف و منصوب تقدیرا

اشرح : فعل و فاعله ضمیر « انتَ » المستتر

لی : الجار و المجرور

صدر : مفعول به و منصوب تقدیرا

ی : مضاف إلیه و مجرور محلا

یسّر : فعل و فاعله ضمیر « انتَ » المستتر

لی : کما مرّ ( همانطور که قبلا ذکر شد )

أمر : مفعول به و منصوب تقدیرا

ی : مضاف إلیه و مجرور محلا

احلُل : فعل و فاعله ضمیر « أنت » المستتر

 

عقدة : مفعول به و منصوب بالفتحة الظاهرة

من لسان : الجارو المجرور ( لسان : مجرور تقدیرا )

ی : مضاف إلیه و مجرور محلا

یفقهوا : فعل و فاعله ضمیر « و» البارز ( فعل مضارع مجزوم فی جواب الطلب )

قول : مفعول به و منصوب تقدیرا

ی : مضاف إلیه و مجرور محلا

-------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------

« فی یوم من الأیام  قال بلبلٌ لِلصّقرِ : أنا أتعجّبُ من حالی و حالک ! یحملُک الأشراف علی أیدیهم مع أنّک لاتنطقُ  »

فی یوم : الجار و المجرور

من الأیام : الجارو المجرور

قال : فعل و فاعله « بلبل » والجملة فعلیة

لـِلصقر : الجار و المجرور

أنا : المبتدأ و مرفوع محلا

أتعجّب : فعل و فاعله ضمیر « أنا » المستتر والجملة فعلیة و خبر للمبتدأ

من حال : الجارو المجرور

ی : مضاف إلیه و مجرور محلا

وَ : حرف العطف

حالک : معطوف علی « الحال » المسبوقة

یحمل : فعل و فاعله « الاشراف »

ک : مفعول به و منضوب محلا

علی ایدی  : الجارو والمجرور ( أیدی : مجرور تقدیرا )

هم : مضاف إلیه و مجرور محلا

مع : مفعول فیه و منصوب ( ظرف )

أنّ : من الحروف المشبهة بالفعل

ک : اسم أنّ و منصوب محلا

لاتنطق : فعل و فاعله ضمیر « أنتَ » المستتر و الجملة خبرٌ لـ « أنَّ »

-------------------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------------------

« اقرأ العبارات التالیة و عیّن انواعَ المعارف ثمّ ترجِم العبارات التالیة »

اقرأ : فعل و فاعله ضمیر « أنتَ » المستتر

العبارات : مفعول به و منصوب بِالکسرة النیابیة ( فرعی )

التالیة : صفة و منصوب بالتبعیّة للمنعوت « العبارات »

عیّن : فعل و فاعله ضمیر « أنتَ » المستتر

انواع : مفعول به و منصوب بالفتحة الظاهرة

المعارف : مضاف إلیه و مجرور

ترجِم : فعل و فاعله ضمیر « أنتَ » المستتر

العبارات : مفعول به و منصوب بالکسرة النیابیّة

إلی الفارسیّة : الجارو المجرور

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------

« إنَّ هذا القرآن یَهدي لِلّتي هی أقوم »

إنَّ : من الحروف المشبّهة بالفعل

هذا : اسم « إنّ » و منصوب محلا

القرآن : عطف البیان و منصوب بالتبعیّة

یهدي : فعل و فاعله ضمیر « هو » المستتر والجملة فعلیة و خبر لـ « أنَّ »

لِلّتی : الجارو المجرور

هی : مبتدأ و مرفوع محلا

اقوَم : خبر ( المفرد) و مرفوع

( هی أقوم ) : جملة صلة ولامحل لها من الإعراب

-----------------------------------------------------------------------------------

----------------------------------------------------------------------------------

« عیّن الجملة الّتي کلُّ أسمائها معرفةٌ »

عیّن : فعل و فاعله ضمیر « أنتَ » المستتر

الجملة : مفعول به و منصوب

الّتي : صفة و منصوب محلا

کلُّ : المبتدأ و المرفوع

أسماء : مضاف إلیه و مجرور بالکسرة الظاهرة

ها : مضاف إلیه و مجرور محلا

جملة « کلّ أسمائها معرفة » صلةٌ ولا محلّ لها من الإعراب

-------------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------------

« العذرُ عندَ کرام الناسِ مقبولٌ »

العذرُ : مبتدأ و مرفوع

عند : مفعول فیه و منصوب

کِرام : مضاف إلیه و مجرور بالکسرة الظاهرة

النّاس : مضاف الیه و مجرور بالکسرة الظاهرة

مقبولٌ : خبر للمبتدأ و مرفوع

----------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------

« إلهي قد سَتَرتَ علیَّ ذنوباً في الدّنیا و إنا أحوجُ إلی سترِها فی الأخری »

إله : منادی و منصوب تقدیرا

ی : مضاف إلیه و مجرور محلا

قد سترتَ : فعل و فاعله ضمیر « تَ » البارز

علیّ : الجار و المجرور

ذنوباً : مفعول به و منصوب

فی الدّنیا : الجارو المجرور

و : الحالیة

أنا : مبتدأ و مرفوع محلا

أحوج : خبر للمبتدأ و مرفوع

جملة ( و أنا أحوج ) : جملة حالیة و منصوب محلا

إلی سترِ : الجار و المجرور

فی الأخری : الجار والمجرور تقدیرا

تعلّقُ الجارّ و المجرور

جار و مجرور همیشه متعلِّق به فعل یا شبه فعل است  و به فعل یا شبه فعلی که جار و مجرور به آن تعلّق دارد ؛ « متعلَّق » می گویند . مثال :

رَجَعْـنا مِن السُّوقِ . در این جمله « مِن السُّوقِ » جار و مجرور است که متعلِّق به فعلِ « رَجَعْنا » است .

ادامه نوشته

سؤال :ایا کلماتی نظیر (عند ،بین ،فوق،تحت و...........)می توانند هم خبر باشند وهم ظرف ویا ایا یک کلمه می تواند در آن واحد دو نقش داشته باشند؟

جواب:این کلمات ظروف غیر متصرّفند و همیشه ظرف واقع می شوند اینها  متعلق به فعل یا شبه فعلی هستند  که عامل نصب ظرفند و اگر در جمله ای خبر واقع شوند این ظروف خبر واقعی نیستد بلکه جانشین عامل خود هستندوما مسامحة به انها خبر می گوییم وخبر اصلی انها (موجود) است که حذف شده است واینکه چرا خبر اصلی حذف شده جواب این است قاعده: هر گاه خبر دلالت بر وجود مطلق کند ( وجودبدون قید )حذف می شود ظرف یا جار و مجرور به جای ان بایدقرار گیرد

مثال : الامیرُ عندک، الامیر مبتدا/ عندَ: ظرف متعلق به  خبر(موجودٌمحذوف)این ظرف جمله را بی نیاز از خبر کرده است و لی در دبیرستان می گوییم خبر از نوع شبه جمله(ظرف) وبه  ان اکتفا می کنیم

مواضع جرّ اسم

مواضع جرّ اسم

اهداف درس:

- آشنایی با مواضعی که اسم مجرور می شود.

- آشنایی با حروف جر و اسم مجرور به آن

- آشنایی با اضافه و ویژگی های آن

 

آنچه در این بحث مورد نظر است، مواضع جرّ اسم می باشد در ابتدا باید گفت:

اسم در دو مورد مجرور است:

1) وقتی که پس از حرف جرّ آورده شود مانند: «علیٌّ فی البیت»

2) وقتی که مضاف الیه باشد مانند: « أخذتُ کتاب علیّ»

 

ادامه نوشته

آموزش علم صرف

بسم الله الرحمن الرحیم


«درس اوّل»

تعریف علم صرف:

صرف و تصریف به معنای تغییر است و علم ِ صرف صناعتی است که به وسیلۀ قواعدی که در آن وجود دارد می توان واژه ای را از شکلی به شکل های گوناگون تغییر داد تا بدین وسیله به معانی گوناگون جدیدی دست یافت؛ مثلأ واژۀ «کتابت» را که به معنی نوشتن است، با قواعدی که بعداً بیان خواهد شد به شکل های «کَتَبَ» ، «یَکتُبُ» ، «کَاتِبٌ» ، «مَکتُوبٌ» ، «لِیَکتُب» ، «اُکتُب» ، «لم یَکتُب» و ...  در آورد تا به معانی ِ نوشت، می نویسد، نویسنده، نوشته شده، باید بنویسد، بنویس، ننوشته است و ... دست یافت. و صد البته که این تصرفات بیشتر در افعال صورت می پذیرد.

فایدۀ علم صرف

فایده علم صرف این است که انسان بخاطر دانستن قواعد صرفی، اصل و بنای هر واژه را به سادگی تشخیص داده و به معنای آن پی می برد؛ از باب مثال: این علم صرف است که به انسان می فهماند واژۀ «کَاتِبٌ» با «کَاتَبَ» تفاوت اصولی داشته و هر کدام معنای خاص خود را می دهند. بنابراین، علم ِ صرف علم به قواعدی که بخاطر رعایت آن انسان از خطا و اشتباه در تشخیص واژه های عربی و در نتیجه در ترجمۀ لغات مصون می ماند.

ادامه نوشته

«آموزش علم نحو»

 بسم الله الرّحمن الرّحیم


«مقدمه»

آنچه در این سطور می خوانید خلاصه ای است از علم نحو، که با شیوه ای زیبا همراه با شواهد و مثال هایی گویا، برای علاقمندانی که دوست دارند این علم را در کوتاه ترین زمان فرا گیرند تدوین یافته است.

پیش از شروع در مباحث اصلی، لازم می دانم به عنوان مقدمه به تعریف، فایده و موضوعِ علم نحو پرداخته و هر یک از «کلمه» و «کلام» را که موضوع اصلی این علم می باشند توضیح دهم.

البته باید دانست که مباحث این فن، در سه بخش و تحت عناوین: بخش اول مباحث مربوط به اسم، بخش دوم مباحث مربوط به فعل و بخش سوم مباحث مربوط به حرف تنظیم شده، و از آنجا که هر بخش دارای مباحث متفاوتی می باشد، از این رو هر بحثی در فصلی جداگانه مطرح و همراه با مثال های متناسب و تمرین های لازم به اتمام رسیده است.

«تعریف علم نحو»

آن گونه که صاحبان این علم گفته اند، علم نحو، دانستن اصول و قواعدی است که انسان به وسیلۀ آن اعراب و حرکات آخر واژگان عربی ، و نحوۀ ترکیب برخی از آن واژگان با ترخی دیگر را می شناسد.

«فایده علم نحو»

در بارۀ فایدۀ علم نحو نیز گفته اند: اگر فراگیرندگان این علم، اصول و قواعد این فن را رعایت کنند بی گمان می توانند زبان خود را از خطاهای گفتاری مصون بدارند؛ بدین توضیح که مثلا اگر با کلماتی چون «ان» و «زید» و «قائم» روبرو شوند می توانند آن را بطور صحیح خوانده و بگویند: «إنَّ محمداً قائمٌ»؛ این یک خبر است، و مقصود گوینده این است که بگوید: «بطور یقین محمد ایستاده است». در صورتی که اگر قواعد نحوی را رعایت نکنند و بجای آن بگویند: «إنّ قائماً محمدٌ» می فهمیم که گوینده خواسته بگوید: «احدی غیر از محمد نایستاده است» در حالی که این معنا خلاف مقصود گوینده است.

 

ادامه نوشته

تجزیه و ترکیب


تجزیه و ترکیب

تجزیه و ترکیب چیست؟

در عبارات عربی، اعم از قرآن، حدیث، قصائد، اشعار و حتی یک جملۀ کوتاه، دو نگرش وجود دارد؛ یکی نگرش در هیئت فعلی و اصل مادۀ هر واژه است، اعم از این که آن واژه اسم باشد یا فعل و یا حرف، و نگرش دیگر در علت پیدایش زیر و زَبَرِ حرف آخر در هر واژه است؛ از باب مثال، در جملۀ «إِنَّ حَسَناً قائِمٌ»، گاهی نگاه به فرد فرد واژه ها مانند: «إنّ»، «حَسَناً» و «قائمٌ» آنهم از جهت ماده و ذات یکایک آنهاست؛ یعنی می پرسند: «إنّ» چیست؟ باید پاسخ دهیم: یکی از حروف مشبهه بالفعل. می پرسند: «حسن» چیست (چه صیغه ای است)؟ باید پاسخ دهیم: صفت مشبهه است بر وزن «فَعَلٌ». می پرسند: «قائمٌ» چیست (چه صیغه ای است)؟ باید پاسخ دهیم: اسم فاعل است، بر وزن «فاعلٌ».


ادامه نوشته

صيغه تعجب

صيغه تعجب

نویسنده : مجيد بابايي


 مبحث صیغه تعجب از مجموعه مباحث "تعجب" بوده که به جهت اهمیت و تفصیل آن به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می­گیرد، از این رو به خواننده­ی محترم توصیه می­شود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به مدخل "تعجب" و مطالب مذکور در آن مراجعه کند. این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
 
صیغه "ماأفعَلَه"
 مباحث این صیغه در سه بخش نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی و احکام و برخی نکات مورد بررسی قرار می­گیرد:

 

ادامه نوشته

پاسخنامه عینی سوالات عربی کنکور 91 رشته ی علوم تجربی ، همه گروه ها

پاسخنامه عینی سوالات عربی کنکور 91 رشته ی علوم تجربی ، همه گروه ها

26- بعضی تجربه ها هر چند اندک باشد ، ولی برای ما بسیار مفید است ! (1)

27- چرا کتابی را که از کتابخانه امانت گرفتی فراموش کردی برگردانی ، وآن را درجای خود قرار ندادی ؟! (2)

28- مادرم به من اصرار کرده بودکه از دیگران تقلید نکنم وبه خود اعتماد کنم وبر روی پاهای خود بایستم ! ( 4 )

29- اگر درباره ی قانون جاذبه دقت کنیم می بینیم که ما در تمام امور ، واز جمله برای دستیابی به خواسته ی خود در زندگی ، از آن استفاده می کنیم ! (3)

30- إنّ العالم کلّما یحاول في کسب العلم لا یتعب ! (2)

31- تا شب نروی روز به منزل نرسی ! (2)  

32- مهارة الإنسان الناجح في صید اللحظات ، فالفرص النادرة تحدث لجمیع الناس ! (3)

33- بسیاری از آن ها به دلیل موفقیت در امتحانات خوشحال شدند ! (3)

34- في بدایة الحیاة خیر وفي آخرها شرّ! (4)

35- إذا کانت دروسه تهیّئ الطالب لمواجهة المعارک المقبلة في الحیاة ! (4) 

36- حین لا إرادة له ولا محاولة ! (1)

37- الأشجار التي تنبت بین الصخور أقوی مما تنبت في البستان ،فکذلک الإنسان !(3) واحتمال ضعیف گزینه ی (1) .

38- لازمتْهم ، یَصِلوا ، درجاتٍ ، أبناءُ  (2)

39- تَلقَّی ، دُرُوسَ ، مدارسَ ، عدیدةٍ (3)

40 - مضارع ، للغائب ، مزید ثلاثي من باب تفعّل ، معتل وأجوف / فعل مجزوم بحرف « لم » (2)

41 - مزید ثلاثي من باب افتعال ، لازم ، مبني للمعلوم / فعل وفاعله ضمیر « هو » المستتر ، والجملة فعلیة (1)

42 - مشتق واسم فاعل ، نکرة / حال ومنصوب وصاحب الحال ضمیر « هو » المستتر في « سأل » (2)

43 - لا تبدِ رأیک مادمت لست مطمئنّا به ! (1)

44 - هوّني علیک ولا تحزني وتأکّدي بأنّ الفرج قریب ! (2)

45 - هذان المرکزان لم یؤسّس إلّا لعلاج المرضی ! (4)

46 - هناک ثالثة کتب لم أقرأها حتّی الآن ! (1)

47 - إنّ للمؤمن أخلاقاً حسنة وهبها الله تعالی له ! (4)

48 - الیوم شاهدت ذا حاجة یطلب منّي المساعدة ! (4)

49 - حاسِب الناس حساب من یداریهم فسبحان من لا یخفی علیه شیء حقّاً ! (3)

50- الفلاحون یضاعفون جهدهم في العمل أیّاماً کثیرة عند الحصاد ! (3)        

تجزیه وترکیب شماره ( 1)

تجزیه وترکیب شماره ( 1)


جادَ بالأموال حتّی              حسبوهُ الناسُ حُمقاً    ( أبو نؤاس )


جادَ : فعلٌ ماضٍ ، للغائب ، مجرّد ثلاثيّ ، معتلّ وأجوف ( إعلاله علی الأصحّ بالإسکان والقلب ) لازم ، مبنيّ للمعلوم ، مبنيّ علی الفتح . / فعل وفاعله الضمیر المستتِر فیه جوازاً تقدیره « هو » والجملة فعلیّة ابتدائیّة .

بـ : حرف ، عامل للجرّ ، مبنيّ علی الکسر .

الأموال : اسم ، جمع تکسیر ( ومفرده مالٌ وهو مذکّر ) ، جامد غیر مصدر ، معرِّف بأل ، معرَب ، صحیح الآخَر ، منصرف . / مجرور بحرف الجرّ والجارّ والمجرور متعلَّقُهما فعل « جاد » .

حتّی : حرف ابتداء ، عامل جرّ ، مبنيّ علی السکون وناصب بأنْ مضمرة .

حسبوا : فعلٌ ماضٍ ، للغائبین ، مجرّد ثلاثيّ ، صحیح وسالم ، متعدّ إلی مفعولین ، مبنيّ للمعلوم ، مبنيّ علی الضمّ ، فعل من أفعال القلوب . / فعل وفاعله « الناس » والجملة فعلیّة ومصدر مؤوّل ومجرور محلّا بـ « حتّی » ، وضمیر الجماعة « واو في حسبوه » علامة للجمع المذکّر فقط . وهو علی لغة « أکلوني البراغیثُ » ونظیره في القرآن ( وأسرُّوا النجوی الذین ظلموا « الأنبیاء ، 3 » ؛ عَمّوا وصَمّوا کثیرٌ منهم « المائدة ، 71 » )

هُ : اسم ، غیر متصرّف ، ضمیر متّصل للنصب أو للجرّ ، للغائب ، معرفة ، مبنيّ علی الضمّ . / مفعول به أوّل منصوب محلّاً .

الناس : اسم ، مفرد ، ( أو اسم جمع ، واحدُه إنسان من غیر لفظه ) ، مذکّر ، جامد غیر مصدر ، معرّف بأل ، معرب ، صحیح الآخر ، منصرف . / فاعل ومرفوع .

حُمقاً : اسم ، مفرد ، مذکّر ، جامد مصدر ؛ و المصدر المجرّد کثیراً ما یُؤوّل إلی المشتق ویَحُلّ مَحلَه ، نکرة ، معرب ، صحیح الآخر ، منصرف . / مفعول به ثان منصوب .     

تعریف علم صرف

موضوع: صرف و نحو 


تعریف علم صرف

1. صرف دانشی است که درباره تغییرات کلمه به اشکال متفاوت بر اساس معنی مورد قصد بحث می نماید
نکته: منظور از اشکال که به آنها صیغه های کلمه و ریشه های آنها نیز گفته می شود چیزی است که کلمات مشتق را از یک اصل واحد متمایز می سازد مثلا صیغه ضَرَبَ چیزی جزصیغه های یضرب یا اضرب و ... می باشد.
2. کلمه بر سه قسم می باشد: اسم مانند ( امراة ) ، فعل مثل ( أکل) و حرف مانند ( عن)
ادامه نوشته

مفعول مطلق

 

مفعول مطلق مصدری است که پس از فعل خود، برای تأکید فعل یا برای بیان نوع یا تعداد دفعات وقوع آن، به کار می‌رود.
مفعول مطلق به چهار نوع تقسیم می‌شود: تأکیدی، نوعی، عددی و نیابیمفعول مطلق تأکیدی :برای تأکید بر وقوع فعل پیش از خود به کار می‌رود؛ مانند ضَرَبْتُ عَلیّاً ضَرباً.
که گویی گفته شده است: «ضَرَبْتُ علیّاً ضَرَبْتُ»

مفعول مطلق نوعی : نوع، حالت و چگونگی فعل را بیان می‌کند؛ مانند«رَکَضتُ رَکضاً سَریعاً»

مفعول مطلق عددی : تعداد دفعات وقوع فعل را نشان می‌دهد؛ مانند«أکرَمْتُ زیداً إکرامَتَینِ»؛ زید را دو بار گرامی داشتم یا دو بار از او پذیرایی کردم.

مفعول مطلق نیابی : جانشین فعل خود می‌شود و از آن فعل نیابت می‌کند؛ مانند ﴿فَسُبحانَ اللهِ حِینَ تُمسُونَ وَحِینَ تُصبِحُونَ﴾ «سُبحانَ» جانشین فعل امر شده است و چون فعلهای پس از آن («تُمسونَ» و «تُصبِحونَ») جمع مذکر مخاطب (صیغۀ نهم) است، از این رو، سُبحان» در اینجا جانشین فعل امر جمع مذکر «سَبِّحوا» شده است.


مفعول مطلق تأکیدی را نمی‌توان مثنی یا جمع آورد، ولی مفعول مطلق عددی و نوعی را می‌توان مثنی و جمع آورد. من فلانی را دو بار دیدم، باید بگوییم: «شاهَدتُهُ مُشاهَدَتَیْنِ» یا «زُرتُهُ زِیارَتَیْنِ».


عامل نصب مفعول مطلق یا فعل، یا مشتق وصفی و یا مصدر است. مانند : ﴿کَلَّمَ اللهُ مُوسَی تَکلِیماً﴾ که در آن «تکلیماً» به وسیلۀ فعل «کَلَّمَ» منصوب شده است ، يَا أيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ﴾. در این آیه «کَدحاً» به وسیلۀ «کادِحٌ»، که اسم فاعل است، منصوب شده است؛ یعنی، عامل نصب «کدحاً» یک اسم فاعل (مشتق وصفی) است ، «تَعَجَّبْتُ مِن إکرامِكَ عَلیّاً إکراماً جَیِّداً (حَسَناً)»، «إکراماً» مفعول مطلق نوعی برای مصدر «إکرام» در «إکرامِكَ» است .

فعل به دو شرط می‌تواند عامل نصب مفعول مطلق واقع شود: 1ـ تام باشد؛ 2ـ متصرّف باشد.

از میان مشتقات وصفی پنج‌گانه (اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبّهه، صیغۀ مبالغه و اسم تفضیل)، تنها اسم فاعل، اسم مفعول و صیغۀ مبالغه می‌توانند عامل نصب مفعول مطلق قرار گیرند؛ زیرا بر حدوث دلالت دارند، اما صفت مشبّهه و اسم تفضیل، چون بر ثبوت دلالت دارند، نمی‌توانند عامل نصب مفعول مطلقشوند . تنها آن دسته از مشتقات وصفی می‌توانند عامل نصب مفعول مطلق واقع شوند که بر حدوث دلالت داشته باشند.
مصدر نیز به شرطی که مصدر افعال تام و متصرف باشد، می‌تواند عامل نصب مفعول مطلق باشد.

فن ترجمه در کتب عربی دبیرستان


فن ترجمه در کتب عربی دبیرستان

به نام خدا

شرط اساسي در ترجمه و تعريب دانستن زمان فعل‌ها و شناخت لازم يا متعدي بودن آنها، سپس تركيب‌هاي وصفي و اضافي و نيز ترجمه حروف در عربي و ... مي‌باشد كه چكيده‌اي از اين مطالب در زير خواهد آمد.

ابتدا نكاتي راجع به ترجمه افعال ماضي:

·  ماضي ساده = بر زمان گذشته دلالت دارد. ذَهَبَ = رفت ، أرْسَلَ = فرستاد.

.

توجه داشته باشيد كه ماضي منفي به صورت نقلي منفي نيز ترجمه مي‌شود.

·  ماضي نقلي: قد + ماضي = قَدْ ذَهَبَ = رفته است. [ به صورت ماضي ساده نيز ترجمه مي شود ولي با تأكيد] مطمئناً رفت.

·  ماضي بعيد: كان + قد + ماضي = كانَ قَدْ ذَهَبَ = رفته بود ( آوردن قَدْ الزامي نيست.)

·  ماضي استمراري: كان + مضارع = كانَ يَذْهَبُ = مي‌رفت

ادامه نوشته

نکات ترجمه عربی برای دانشجویان کنکوری

مقدّمه
هدف از تهیه و انتشار این مجموعه کمک به درک بهتر مفاهیم و ایجاد مهارت بیشتر برای پاسخ دادن به پرسش های ترجمه و تعریب است. ما در این مجموعه سعی کرده ایم با بکارگیری مطالب موجود در کتاب های درسی به خصوص قسمت های کارگاه ترجمه رهنمود هایی را برای ترجمه درست ارئه نماییم. قدر مسلم این که بحث ترجمه و تعریب در کنکور امری اجتناب ناپذیر است. بنابراین نکات و فنون ترجمه و تعریب کمک شایانی خواهد کرد. ویزگی این مجموعه به طور خلاصه چنین است:
1) کارگاه ترجمه هر درس را از کتاب استخراج کرده و جدا از هم و مرتب شرح داده شده است یعنی: ابتدا با مباحث فعل و زمان و ساختار فعل آغاز شده سپس به نکات اسم و موارد متفرقه دیگر اشاره شده است.
2) در این مجموعه به هیچ وجه مطالب جدید و خارج از برنامه درسی منظور نشده است.
3) فنون درک مطلب همراه با نمونه تست و نیز راهکارهایی برای سرعت دادن ارائه شده است.
4) مثالهایی را که برای نکات ترجمه و تعریب آورده شده از پرسشهای کنکور سالهای گذشته بوده تا داوطلبان نسبت به لغات و اصطلاحات تسلط کافی داشته باشند.
در پایان امید است این مجموعه بتواند درآموزش زبان عربی برای داوطلبان و دانش پژوهان یاری رساند. توفیق همگان را از خداوند مسألت داریم.
امانقلیچ شادمهر

ادامه نوشته